محمد تقي جعفري
81
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مسائل چهارگانه اى كه از ابراز حكم قاطع در بارهء مبانى حياة جوامع جلوگيرى مىنمايد 1 . ارتباط هر جامعه با جوامع ديگر كه امروزه با اشكال متنوع حكمفرماست امروزه هيچ يك از جوامع دنيا را به تنهايى و با قطع نظر از ساير جامعهها نمىتوان بررسى كرد . هر يك از ملل با كميّتها و كيفيتهاى مختلفى با ساير ملل در حال پيوستگى است . لذا بطور قطع مىتوان گفت : كه فرانسه چنين است ، چون آلمان چنان است ، انگلستان چنين است ، چون فرانسه و آلمان چناناند و با همين ملاك مىتوان حكم مزبور را تعميم داده و گفت كه غرب چنين است ، چون شرق چنان بوده و يا هست و بالعكس . اين وابستگى از جنبههاى گوناگون مانند فرهنگ و مسائل اقتصادى و ايدئولوژيكى برقرار شده است . به همين جهت است كه شناسايى جامعه اى بعنوان فرانسه ، اتريش ، آلمان شبيه به شناسايى يكى از عناصر شيميايى است كه با عناصر ديگر تفاعل يافته و در عين حال يك يا چند خاصيت شخصى خود را از قرار گرفتن در مجراى تفاعل باز داشته است ، ولى اين خواص شخصى در مقابل جنبههاى تفاعل يافتهء آن عنصر ناچيز است ، اگر چه در ظاهر با اهميت تلقى مىشود ، مانند پاىبند بودن به سنّتهاى ديرينه در انگلستان . اين پاى بند بودن در مجراى بايستگىهاى حيات جهانى در حال ارتباط با ساير جوامع ، بعنوان يك عنصر فعّال و جدا كنندهء انگلستان از ساير جوامع اروپايى و جهانى مطرح نمىگردد . 2 . انسانها گام بزندگى مىگذارند و از صفر شروع ميكنند اين مسئله ايست كه به قدر يك صدم ساير مسائل انسانى جلب توجه نمىكند ، ولى از يك نظر با اهميتترين همهء آن مسائل است . نخست بايد بدانيم كه معناى « انسان از صفر شروع مىكند » چيست ما نمىخواهيم بگوييم : هر انسانى كه از مادر متولد مىشود ، مانند يك آيينهء بىرنگ و بىنقش و نگار است كه جز يك قطعه شيشهء صيقلى چيزى نيست ، يا مانند يك استكان آب است كه جز دو عنصر تفاعل يافته چيز ديگرى نيست . بلكه